تبليغاتX
...هی ! شاعـــر که می شـــوی خیـــال تــــو یعنــــی حکــومت دوســــت به نام اهورا مزدای پاک - بسم رب مادرم...


به نام اهورا مزدای پاک

زرتشت: خورشید باش، که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی.

برای تو که ای کاش "میدانستم" چقدر دوستت دارم!!! 

آن شب خدا تمام جهان را مرور کــرد

اندیشه ای به خاطر پاکش خطور کرد

از آب روشنی و از آتـش غــــــــــرور را

آمیخت با هم و همه را غرق شور کرد

پیکر تراش دهر چه تندیسی آفریــــــد

از مرمر غــــــزل تن او را بــــــــــلور کرد

از جنس عشق بود و ز مینوی هفت رنگ

چشمان کبــــــــــــریایی مادر ظهور کرد

 

مادر سلام بر تو که عشــــــق مکرری

از هرچه من بگویم و باشـــــم تو برتری

سر می نهم به دامن پر مهر روشنت

من زنده ام به عطـــــــر اهورایی تنت

گیسوسپید ساده ی من ،ساکت صبور!

ای دستهای عاشق تو غرق شعر و نور

ای هم پیاله ی شب تنــــــهایی پــــــدر

بانـــــــوی پاکــــــدامن رویایی پــــــــــدر

وقتی خدا تو را به زمین داد گل شکفت

در گوش صخره موج خروشان ترانه گفت

در گنبــــــد کبود چو تو هیچ کس نبــــود

باد از لبان عاشق تو بوسه می ربــــــود

مهـــــــتاب از زلال تنت نور می خـــــرید

از ساغــــــــر لبان تو افسانه می چکید

دریا به احترام حضورت به مد نشست

خورشید سر زد و شب تاریک را شکست

ابـــر از خیـــــال ماتم تو گریه اش گرفت

حتی خدا ز صنع تو همواره در شگفت

بر سبزی دو چشم تو  جنگل حسود شد

از شـــرم سرخی لب تو شعله دود شد

بانوی مهـــــربان من ! ای پاک بی مثال

همچون تــــــــــو آفرینش دیگر بود محال

ای همزبان لحظــــه ی تبدار بی کسی

امشب دلم گرفته به دادم نمی رسی؟

نا روزگار تلخ عجیبی ست ...ای پــــری

لبخند می دهی و به جان غصه می خری

اینجا که از زمین و زمان تیــــــغ می چکد

وقتی که از گلوی غزل جیـــــــــــغ میچکد

وقتی که اضطراب مرا پیـــــــــــــــــر میکند

وقتی تــــــو را زمانه زمین گیـــــــر میکند

دستی که دست های مرا پل کند تویی

نوری که غنچه های مرا گل کند تویی

اینجا که ترس می چکد از شعر کوچکم

وقتی که لال مانده زبان عروســــــــکم

وقتی که بغض، عادت دیرینه ی من است

وقتی نهال حادثه در سینه ی من است

تنها پناه ایمن ما شانـــــــــــــه های تو

من زنده ام به حرمت پاک دعـــــای تو

دختر فدای پینه ی دستان خسته ات

دختر فدای قلب به ماتم نشسته ات

الله لا اله الا رب مادرم

در دل مباد عشقی الا حب مادرم...

همیلا محمدی-۲۳خردادماه۸۸

نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط همیلا محمدی| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

...

منبع کدهای بینظیر جاوا

...