به نام اهورا مزدای پاک
زرتشت: خورشید باش، که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی.
عرش به دست من بُود ، گر به من اعتنا کنی در شب ســـــرد غربتـــم ، نام مــرا صدا کنی خاکی و پست و کوچکم ، خاک ز من فزون بُود کاش به یک کرشــمه ات ، خاک مرا طلا کنی با تو که آشــنا شـــدم از همه کس جدا شدم کاش که روح خستـــه را از قفسش رها کنی پر بکشم به اوج ها ، دست به دست موج ها در گـــذر از خطر مــرا ، تــــو سپــــر بـــلا کنی دوری تو تب است و غم ، من به غم تو قانعم کاش مرا به درد خود ، عاشـــــق و مبتلا کنی کاش که باورت شود ، عشــــــق اهورایی من کاش به سیــــــل کوچک اشک من اکتفا کنی برگ و گل و بهـــار را ، ایــــن دل بی قـــــرار را در قــــدم مــقدست ، کاش که خاک پـــا کنی مــن به تو اقتـــدا کنم ، کاش تو اعتـــــنا کنی شیشه ی بشکسته ی دل ، کاش که کیمیا کنی در ره تو فدا شــــدن ، هستی جاودانـــه است در طلب مــعرفتـــت ، کاش مرا فــــنا کنی . . . همیلاــــ ۲۷ خرداد ماه ۸۶ 
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









