به نام اهورا مزدای پاک
زرتشت: خورشید باش، که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی.
این روزها آسمان انگار حال خودش را نمی داند . دلتنگی را می شود از نگاهش خواند . ولی نمی دانم چرا هر چه دلتنگ تر می شود آفتابی تر است ! دلم به حال آسمان می سوزد .دیشب دلش خیلی گرفته بود . مادرم از صبح پیش بینی کرده بود که " احتمال گریستن او بسیار است " تا دیروقت همه پاییدند که شاید اشکی بر دامن همیشه نیازمند زمین بچکد ... نیمه های شب آسمان ساده دل به خیال اینکه همه در خوابند اول پاورچین پاورچین آمد لب ایوان گریه نشست . زل زد به سیاهی روزهای خودش و بعد یک قطره ... دو قطره ... ناگهان مثل کودکی که سیاه نامه ی ترکیدن بادکنک قرمز رنگش را به دستش داده باشند بغض بیرنگش ترکید و زد زیر همان گریه هایی که این ذلیلان زمینی برای نزولش نذر و نیاز می کنند . همان گریه هایی که " دل سنگ را آب می کند !!!" خواستم برخیزم و جرعه ای آب دستش دهم . دیدم دستم به دستش نمی رسد ! ولی اشک هایمان که بالاخره یک جایی به هم می رسید ! چقدر به یادماندنی می شد اگر من و آسمان یکی دو پیاله گریه ... با هم ... زیر آن سایه بان نمناک ... اما نه ! درست نبود کودک حقیری چون من هم گریه ی آسمانی به آن بزرگی شود . به قول همین دوپاهای دو رو " کبوتر با کبوتر ، باز با باز " تا خود صبح ، پا به پای بی پناهی آسمان نشستم . او آن سوی پنجره می گریست و من این سوی پنجره ... امروز صبح انگار دل هر دو یمان سبک تر شده بود . گریه های دیشب مهم نبود . مهم این است که حالا " حال همه ی ما خوب است ( اما تو باور مکن !!!) همیلا -۲۰/۱/۸۷ حسی غریب و حادثه ای ما ورای عشق مسموم می شود نفسم در هوای عشق در دفتری که هستی من ثبت گشته است تنها هجای غایب مطلق : هجای " عشق " در قلب من تمامی غم ها مقدس اند اما مباد غمکده ام مبتلای عشق اینجا که عشق ، فعل بعید زمانه است افسانه است و رنگ و ریا ماجرای عشق بازار عاشقی چه کساد است و در رکود ارزانتر از تمام بدل ها طلای عشق هرگز ندیده اند وصال عاشقان پاک "ثبت است بر جریده ی عالم " فنای عشق طوفان نوح و قوم ثمود و عذاب نار هرگز نمی رسند به پای بلای عشق با توبه هر گناه تو بخشیده می شود بخشودنی نبوده و نبود خطای عشق حتی اگر نگین سلیمان دهی به او هرگز غنی نمی شود آخر ، گدای عشق هرجا که جغد شوم خیانت نشسته است بی پرده آشکار بود جای پای عشق رایج ترین قصیده ی بازار شاعری ست: هی بی صدا شکستن و رخت عزای عشق ! ۱۹فروردین ۸۷
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









