به نام اهورا مزدای پاک
زرتشت: خورشید باش، که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی.
از نگفته ها ضمن تشکر از همه ی مهربانانی که با نظرات پربارشان شعرهای کال مرا به مرحله ی کمال نزدیک میکنند از برخی دوستان خواهشمندم که کامنتهای خصوصی جز در ارتباط با شعر در وبلاگ بنده نگذارند! این بار به حرمت نام شعر سکوت میکنم اما در صورت تکرار ناچارم که کامنتهای خصوصی را با نام کامنت گذارنده ی آنها عمومی کنم. و دیگر اینکه برای آن دسته از بیماران عزیزی که از طرف من برای دیگران کامنت میگذارند از صمیم دل آرزوی سلامتی روان دارم... بزرگ و بخشنده و بیدل بمانید یا علی
از نسروده ها پُرم
از اندیشه های ناشناخته و
اشعاری که بدانها نیندیشیده ام
عقده ی اشک من
درد پُری
درد سرشاری است
و باقی ناگفته ها سکوت نیست
ناله ئی ست
اکنون زمان گریستن است
اگر تنها بتوان گریست !
یا به رازداری دامان تو اعتمادی اگر بتوان داشت
یا دست کم به درها
که در آنها احتمال گشودنی هست به روی نا بکاران
با این همه
به زندان من بیا که تنها دریچه اش
به حیاط دیوار خانه می گشاید
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









